محل تبلیغات شما

صورت چندشش رو یادم ، روسری ابیش . وقتی لباش باز میشد و اون کلمات رو می‌ریخت بیرون . هی می‌خوام یادم نیاد اما میاد . اون دردی که کشیدم اون قلبی که پر شد از تنفر

نفرت رو احساس کردم توی قلبم ،  توی خونم ، با صدای بلند می‌گفت ، صداش ، عمق قصد حرفاش وجودم رو سوزوند . یادم نمیره چ جوری تو اون مبل لعنتی مچاله شدم تو خودم ، یادم نمیره یک رب تحمل کردم اشک نریزم تا از اونجا گم شم بیرون . تو راه ، موقع ی لباس پوشیدن ، کفش پوشیدن ، پایین اومدن از ساختمون ، اشکام می‌ریخت دردش یادم می مونه .

فقط یادت نره عدالتت رو خوب به جا بیاری !


مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین وبلاگ ها

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی
f 15 پمپ استخر میراب آرین چانه گیر(دیوایدر) خمیر شرکت پودر لاستیک کویر قم هد هد میکائیل دست نوشته هک گوشی امیرحسین زندی همچو قطره ام ، در جریان